رمان 🌫ابرهای خاکستری🌫 پارت 1
14 دی 18:00 · · خواندن 2 دقیقه
مرینت
درنگاه اول پاریس یک شهر پرهیاهو و شلوغه اما به نظر از شهری که ازش اومدیم خیلی بهتره اینجا رو بیشتر دوست دارم.
از پشت پنجره ماشین به بیرون زل زدم میا مثل همیشه هیجان زده به نظر میاد تبق معمول موهاشو خرگوشی بسته و تناسب بین رنگ چشم هاش و رنگ چتری هاش اونو جذاب تر کرده تاپ و دامن آبی آسمونی که پوشیده مثل آکوا ( آبی دریایی) کنار آسمون میمونه خوشحالم که خواهر کیوتی مثل اون دارم.
مامانم مثل همیشه خونسرد به نظر میاد نمیدونم بعد از مرگ پدرم چطوری تونست از پس اداره نمایشگاه های ماشین بر بیاد اگر من جای اون بودم حتی نمیتونستم روی پاهام بایستم چه برسه به اینکه بخوام شغلش رو ادامه بدم .
میا درحال نگاه کردن به خیابونای پاریسه ناگهان اخم میکنه و میگه: چرا زود تر نیومدیم پاریس؟ بهتر نبود قبل از شروع سال تحصیلی میومدیم اینجا اگر یک ماه پیش اومده بودیم الان مجبور نبودیم انتقالی بگیریم
مادرم باخونسردی گفت: ما قبلا هم درمورد این موضوع صحبت کردیم میا. یک ماه پیش اوضاع مالیمون جوری نبود که بتونیم یه خونه خوب اینجا بخریم اما الان که وضعیت مالیمون رو به راه شده راحت اینجا یه خونه خریدیم
میا با تعجب به من و مامان نگاه کرد : مامان تو اينجا خونه خریدی؟
مادرم تایید کرد
میا به من نگاه کرد: تو خبر داشتی؟
گفتم: اره میا من می دونستم من و مامان تصمیم گرفتیم تا وقتی که انتقالی نگرفتیم به تو نگیم تو خیلی مشتاق بودی که بیایم پاریس اگه بهت میگفتیم مدام مثل بچه ها بهونه میگرفتی و می خواستی خونمونو ببینی
میا با لحن بچهگونه : من که بچه نیستم
خندیدم: اره تو بچه نیستی 😂
میا: حالا خونمون چه شکلیه؟
ماری: هر وقت رسیدیم می فهمی
میا اخم بچه گونه ای میکنه و ساکت می شینه
۲ ساعت بعد
وقتی رسیدیم فهمیدم اوضاع مالیمون حسابی خوب شده مامانم یه خونه بزرگ خریده بود خونمون ۵ تا اتاق داشت که سه تاش طبقه دوم بود طبقه دوم به وسیلهی پله های مارپیچ به طبقه اول وصل شده بود
مامانم یکی از اتاق های طبقه اول رو برداشت من و میا هم هر کدوم یکی از اتاق های طبقه دوم رو برداشتیم
آشپزخونه طبقه اول بود خونه مبله بود و فقط اتاق ها خالی بودن
ماری: خونه رو من انتخاب کردم وسایل اتاقاتون رو خودتون انتخاب کنید
میا با لحن تمسخر آمیز: میخوای اونا رو هم خودت انتخاب کن
ماری: اگه میخواین وسایل اتاقاتون رو بخرین همین الان باید بیاین برین بخریم از فردا باید برین مدرسه منم کلی کار دارم
پایان پارت1